روایت تکاندهنده اسدالله علم از واگذاری حقابه هیرمند

ماجرای هیرمند در خاطرات علم از ۱۷ اردیبهشت ۱۳۴۷ شروع میشود زمانی که وزیر دربار افغانستان را به شام دعوت کرده است. او در این ضیافت مسئله هیرمند را نیز به میان میکشد و مینویسد: «سفیر ما [محمود] فروغی میگفت حالا به ۲۶ مترمکعب کار تمام میشود، در صورتی که وقتی من نخستوزیر بودم صحبت ۲۸ مترمکعب بود و من ناراضی بودم…»
به گزارش خبرگزاری دهقانی پور، حقابه ایران از رود هیرمند امروز به یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی و سیاسی شرق کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که خشکشدن تالاب هامون و دشواریهای معیشتی مردم سیستان، اهمیت آن را دوچندان کرده است. اما ریشههای این بحران به دههها پیش بازمیگردد و مرور خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار و از چهرههای آشنا با مسائل سیستان، تصویری متفاوت از روند شکلگیری آن ارائه میدهد.
علم در خاطرات خود بارها از مذاکرات ایران و افغانستان بر سر آب هیرمند یاد کرده و از آنچه «کوتاه آمدن» دولت ایران در برابر کابل میدانست، ابراز نارضایتی کرده است. او معتقد بود افغانستان در حالی که به دنبال گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با ایران بود، همزمان تلاش میکرد کمترین میزان آب ممکن را در اختیار ایران قرار دهد. به روایت او، در سالهای پایانی دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰، مذاکرات طولانی بر سر میزان حقابه ایران جریان داشت و در نهایت توافقی شکل گرفت که سهم ایران را به طور متوسط ۲۶ مترمکعب در ثانیه تعیین میکرد.
علم این توافق را ناکافی میدانست و بارها به محمدرضا شاه هشدار داد که چنین قراردادی آینده سیستان را با خطر جدی مواجه خواهد کرد. او معتقد بود دولت افغانستان با بهرهگیری از موقعیت بالادستی خود و همچنین نگرانی ایران از نفوذ شوروی در کابل، توانسته امتیازات مهمی به دست آورد. در مقابل، برخی مقامات دولت ایران بر این باور بودند که پایان دادن به اختلافی صدساله و مشخص شدن سهم آب ایران، دستاوردی مهم محسوب میشود.
با این حال، آنچه بیش از همه در خاطرات علم جلب توجه میکند، نگرانی عمیق او نسبت به آینده هامون و سیستان است. او بارها هشدار میدهد که کاهش جریان آب هیرمند میتواند به نابودی کشاورزی، دامداری و حیات اقتصادی منطقه بینجامد. هشداری که سالها بعد، با خشکشدن هامون و گسترش بحران آب در شرق ایران، برای بسیاری یادآور پیشبینیهای تلخ او شد.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹