خاطرات علم: علی امینی خائن به زور کندی بر سر کار آمد/ به هویدا گفتم فِسفس کردن شما کارها را مشکل میکند

کار دانشگاه بالا گرفته است. به این جهت دستور سختی دادم که محرکین دستگیر و کار در نطفه خفه بشود و دانشگاه را فعلا تعطیل نمایند.
به گزارش خبرگزاری دهقانی پور، اسدالله علم در خاطرات روز چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۴۶ نوشت: صبح به کارهای جاری رسیدم. بعد به فرودگاه رفتم که والاحضرت علیرضا فرزند چهارم شاهنشاه را به سوئیس بفرستم. از آنجا با شیراز صحبت کردم، معلوم شد کار دانشگاه بالا گرفته است. به این جهت دستور سختی دادم که محرکین دستگیر و کار در نطفه خفه بشود و دانشگاه را فعلا تعطیل نمایند. چون نمایندگان من از دستور وحشت کردند، مراتب را تلگراف کردم که رفع مسئولیت از آنها شده باشد.
عصر شورای سلطنت بود. بعد از شورا با [امیرعباس هویدا] نخستوزیر، صحبت کردم که «این فِسفِس کردن شما کارها را مشکل میکند. [علی] امینی خائن که یکدفعه به زور [جان] کندی، رئیسجمهور فقید آمریکا بر سر کار آمد، باز هم در خانهاش مهاجر و انصار را میپذیرد و جبهه ملی در مرگ [غلامرضا] تختی قهرمان کشتی که به آنها منسوب بود، بهرهبرداری میکنند. شما هم تماشا میکنید. این صحیح نیست. دانشگاهها هم به این روز میافتند. پسفردا خدای ناکرده نتایج نامطلوب دیگری حاصل میشود.» تصدیق کرد، ولی در عین حال از دستورات شدید من ترسیده بود. گفتم: «نترسید، مسئولیت با من، یک غائله مملکتی را در پانزدهم خرداد دفع کردم، یک دانشگاه را میتوانم بهآسانی آرام کنم. عادت به کار کردن باری به هر جهت ندارم، باید قاطع عمل کرد. به هرکجا بخواهد برسد، برسد.»
جریان را به شاهنشاه گزارش کردم. اکنون دو صبح است، با نهایت خستگی میخوابم.
منبع: یادداشتهای علم، جلد هفتم، تهران، کتابسرا، صص ۲۷۰-۲۶۹